اغازي از مرگ اول و اخر تا زندگي دوباره
سليقه ي ادمو تغيير ميده
وقتي يه كتاب خوب ميخوني ديگه حتي اگر از بيكاري بميري يا اگر شديدا هوس كتاب خودن هم كرده باشي بيش از دو صفحه نميتوني يه كتاب معمولي بخوني. شايد حتي اصلا دور و برش نري
يا كسي كه غذاي خوب خورده باشه حاضره 2 ساعت توي صف يا تو اشپزخونه گشنگي بكشه اما غذاي اشغال نخوره
دوست ها و ادمهاي دور و بر هم دقيقا همين طورن
البته همه اينا بستگي داره كه ادم دنبال كيفيت باشه يا كميت
حتما بايد داغون بشم تا تصميم بگيرم كه يه دوستيو تموم كنم
حتما بايد خورد و خمير بشم تا از كسي كه دوستش دارم دل بكنم
البته براي من كه وقتي كسيو دوست دارم از جون مايه ميذارم اينجوري شايد بهتره
اجازه ميدم طرف تا ته تهش بره و بعد وقتي همه چي تموم ميشه ديگه راه برگشتي نيست
اينجوري شك ندارم كه اون ادم نميخواد جبران كنه يا حداقل دست بردار از كارش
يعني ديگه حتي دلم هم نميخواد كه فراموش كنم چه اتفاقي افتاده يا چه كاري كرده
شايد اين مدله منه
بحرحال كه حالا به اين نتيجه رسيدم بعضي ضربه ها خوبه براي اينكه حال ادم سرجاش بياد و بفهمه داره بدجوري حماقت هاشو ادامه ميده
احتمالا اول اين نوشته به نظر مياد چقدر عصبيم الان يا وسطهاش بنظر مياد چقدر غمگينم
اما مدتهاست كه خوشحالم ازين اتفاق
و الان فقط به امتحان فردا و علاقه ام به زودتر گذشتن اين چند ماه داره
اينكه زودتر عيد بشه و يه كم خوش بگذرونم و زودتر از اون تابستون بياد تا ببينم ايا خوابم يا همه چيز واقعي و جديه
ديار يار
تكراري كه راه فراري ازش هست اما من ادمش نيستم
حس خوبيه كه بلاخره يه كاريو تموم كردم
تا اخرش رفتم و دقيقا با همون بي خياليه هميشگي
گرچه استرس داشتم اما روي حرفم ايستادم
حسش عالي بود
گاهي يهو شروع ميكنم اشك ريختن
وقتي نميتونم بگم چقدر دوست داشتم اين رفتارهاي وحشتناك و اين انسان هاي بي مغز عوض ميشدن
agar inja ro nadashtam majbur boodam be bimarie gharn mobtala besham
تا شاید دور بشم از ادمها تا اینقدر ادمها با مغز های نداشته و دل های نداشتشون دروغ و تهمت و ناروا بارم نکنن
تا اینقدر از دوستیا خون گریه نکنم
تا اینقدر از دوست داشتن ها شب بیداری ها نداشته باشم
اما بی فایده بود
حتی اگرخودمو در خون هم غرق کنم فک نمیکنم فایده ای داشته باشه
اما شک ندارم این دنیا فقط یک یا دو سال دیگه دنیای منه
و بعدش من دنیای خودمو میتونم داشته باشم جوری که این حال با من نباشه
چون همه چیز دسته منه
خیلی بیش از موهای سرم ادم دیدم
خیلی
کچل نیستم بخدا
مو هم زیاد دارم
اما تا حالا ادم ندیدم
خدا هم که گویا فعلا درگیر مهمون داریو ایناست
فراموش کرده مارو گوشه ی این شهر پشت این میز و صندلی
1 . donya 2 ruze
2. ma dar in donya mosaferim
3 .kasi ke qasde 10 ruz nadashte bashad ruzeash batel ast
1+2+3=?
نرم باشه
اروم باشه
خالی باشه
گرگ نداشته باشه
ادم نباشه
دین و مذهبو جمهوری اسلامیش رو سرت خراب نشه
ادمهاش هر لحظه یه جور ازارت ندن
هر شب وقتی سرمو میذارم روی بالشت هزار تا فکر ازار دهنده نیاد تو سرم که خوابمو چند ساعت حروم کنه
یه جایی که دروم ادم بدبین
تهمت زن
کثیف
لجن و بدذات نباشه
جایی که ارزوی راحت بودن و اسایش نداشته باشم
و ارزوم ارامش نباشه
صداي جذابي داشت
اما ميتونم بپرسم چرا همراه با اهنگ هاش بايد از عكس هاي كل ارشيو جبهه و جنگ و سرداران و دلاوران و عمامه به سر هاي انقلاب اسلامي بهره مند بشويم؟
اينجانب دچار زوال حافظه
مغز
و كلا زوال همه چي شدم
كاملا جدي ميباشم و نگران
البته اخرش چيزي نميشه
فوقش ميميرم
به قول پدربزگ : يكي همينجوري بود ; مرد !
( هر وقت هر دردي داشتم خيلي اروم اينو ميگفتن و ميخنديدن )
گره خوردم تو همه چي
بين خودم
كتابام
دنيايي كه توشم
ادمهاي دور و نزديك
يادتون مياد مجيد دلبندم رو؟
شكل زماني شدم و كه دستاش گره ميخورد
مغز منم الان اون شكليه
خداياي ميدانم كه مردك همسايه با اينكه دو تا زن دارد و به نظرم شديدا هيز و كثافت است را دوست دارم چون ميدانم حتما براي تو نماز ميخواند و من نميخوانم پس حتما الان خيلي دوستش داري
خداياي ميدانم دارم زر مفت ميزنم و اصلا من چميدانم كه را بيشتر دوست داري
شايد پسر همسايه كه تلفنمان روي خط انها افتاده بود و بعد از دو ماه اين خبر را به ما دادند و اين دوماه تماما مكالمات من و خانوم والده را گوش ميدادند كه خدا ميداند تو اين دو ماه من پشت تلفن چه حرفهايي زده ام و با چه كساني حرف زدم و انها شنيده اند را بيشتر دوست داري
شايد ان دختري كه در كلاس زبان چند ترمي هم كلاس بوديم و در ان واحد حداقل 5 تا دوست پسر داشت را بيشتر دوست داشته باشي
خلاصه هرچي
جون هر كسي حتي همين ادمهاي كثافتي كه من ازشان استفراغم ميگيرد چند روزي مرا نجات بده و تنها كن
خدايا اصلا جون همين اقاي امام زمان كه امروز كلي برايش دادار دودور كردند و تولدش بود
جون اين اقاهايي كه تمام سه وعده نمازشان را در مسجد ميخوانند
جون اين خانوم هايي كه صبح بعد از نماز صبح ميروند جلسه قران
خدايا فقط هوس كردم حرف مفت بزنم
اصن جدي نگير
راستي خدايا ازينكه فلاني كه ميدوني كيست شلوارش را خيس كرد دلم خيلي شاد شد
خدايا امتحان رياضي فردا را به خير بگذران
الهي امين ( صداي جمعيت )
خدايا ما را از شر اين زنيكه حداد راحت بفرما
الهي امين ( صداي جمعيت )
خدايا مرا چند روي به تنهايي ازين شهر خارج كن منظور اينكه فقط فلاني با ما نباشد
حاضريم حتي خانوم الداقي ( ناظم عزيزمان كه خيلي دوست دارد حس دوستي راه بياندازد ) با ما همراه باشد
خدايا خودت ميداني زن و شوهر هاي عاشق و شيدا هم نميتوانند 16 سال شب ورزو ور دل هم باشند و همديگر را تحمل كنند
و اينكه حتي ندوني اين همه مدت بهت چي گذشته
حتي خودتم ندوني
فعلا فقط دنبال اينم كه ببينم چه بلايي سرم اومده تو اين 11 ماه
شبا اروم تر ميخوابم
بر اثر نامه ي خوفناكي ه به خانوم والده نوشتم فعلا تو خونه خيلي راحت ترم
حتي با وجود قيافه ي خوفناك خانوم والده
سرمو شديدا به درس گرم كردم اما بدترين چيز اينه كه درس همش خاطره است
ياداوري ميكنه همه صحنه هارو برام
چه كنار بيام چه نيام حالا فهميدم كه همه چيز دروغ بوده
همه چيز
و فهميدم كه ادمها همه يه مشت دروغن كه بايد باهاشون فقط وقتي رابطه برقرار كني كه توهم فقط يه مشت دروغ باشي تا نه چيزي براي از دست دادن داشته باشي نه اينطوري نابود بشي
* داروين يادتونه چي ميگفت ؟
فك كنم اين سختي ها هم براي اينه كه كسايي جلو جلوتر برن كه تواناييشون بالاتره
اگر جفنگم ديدين توي حرفام خيلي جدي نگيرين
كلا اين روزا قاطي ام
حوصله نداشتم در رو باز كنم
حرف بزنم
حرف بشنوم
به نوشتنم ادامه دادم
چند دقيقه بعد صداي ايفون اومد
مجبور شدم بردارم
يك سال منتظر بودم صداي ايفون رو بشنوم يا صداي زنگ در خونه
نشنيدم
دلم نميخواد ديگه هيچ وقت حرف بزنم
حرف بشنوم
در رو باز كنم
وقتي زنگ در براي من زده نميشه
روي كيبورد
روي بالشت
روي دستام
و ته گلوم فقط مره تلخي كه ميريزه روي تك تك ثانيه هام
روي همه خنده هاي فراموش شدم
روي همه تنهاييام
روي همه شلوغي هاي دورم
كه از جمعه عصر مونده رو داره
ميشمرم همه روزهاي 86400 ساغته ام رو تا شايد پاياني براشون باشه
اگر اين اميدش رو هم نگه ندارم براي خودم چه دليلي كه زندگي كنم
يه دوست
يه همدم
يه خواهر
يه برادر
يه ادمي كه بفهمه منو
كه كنارش باور كنم جز زنده بودن ميشه زندگي هم كرد
مرسيب از بودن هات
مرسي از اينكه نميذاري تنها باشم
مرسي وقتي گريه مكينم دلت طاقت نمياره و نميتوني اشكامو تحمل كني و هركاري ميكني كه ديگه گريه نكنم
مرسي كه براي رسيدن به پله هاي بالاتر دستمو ميگيري و پابه پام مياي
مرسي كه به همه چيزهايي كه گفتي عمل كردي
مرسي كه بهم نشون دادي انتظار مثل كشتن با سوزنه
مرسي كه نشون دادي ميتونم يك سال منتظر يه جمله باشم
مرسي كه بهم ثابت كردي ميتونم يك سال صبر كنم و ميتونم با يه موجود سنگي دووم بيارم
.
.
.
.
اما از روي لجبازي هم كه شده تا نابودي خودم ادامه ميدم شايد دلت خنك بشه
اينقدر زياده كه ديگه قاطي كردم بخاطر چه چيزهاي ديگه اي بايد ازت تشكر كنم
دلم سفر نميخواد
دلم پول نميخواد
دلم مدال نميخواد
دلم ادمهارو نميخواد
دلم خودم رو نميخواد
دلم همه چي رو نميخواد
.. .
مخصوصا با سس تند در حالي كه خود غذات هم حسابي داغه
كلا انگار حروم كردي اون لازانيا رو و همچنين معده خودت رو هم به انفجار رسوندي
بعضي تا گند كاريهاشون رو به روشون نياري , به روي خودشون نميارن
بعضي ها حتي وقتي به روشون مياري به روي خودشون نميارن
و من به روت نميارم چون دوست ندارم وقتمو تلف كنم
شايد اشناي دوست دختر يا دوست پسرتون باشه
نه كسي هست كه بهش بگه
منم و من
دور و
ساكت و
تنها ...
بهش = بهت
فكر كنم ديگه حال ملت بهم خورد اينقدر ارزو كردم برگردم عقب
اقا اصن هيچي
فقط تو بيا
اقا منظور اون اقا نيست
منو چه به اون اقاهه
اون كه با صغري و كبري فعلا موندگار شده
به من چه